تولد پدر بزرگ ها
بهار که میشه پروانه ها کم کم متولد می شن و به پرواز در می آن ؛ پروانه قشنگم بهار شده ها !!! امروز دوشنبه است . یعنی از شروع هفته سه روز داره می گذره . دیروز آقاجونم بیمارستان بود و من اوقاتم تلخ تلخ . رفته بود چشمش رو عمل کنه ، الهی شکر الان حالش خوبه . دیشب با پدر و خانواده دایی علی رفتیم دیدنش . در ضمن تولدش هم بود پدر پیشنهاد داد براش کیک تولد بگیریم ، زن دایی کیک گرفت و ما گل و چیزهای دیگه . حسابی بهش روحیه دادیم . یه تولد خودمونی گرفتیم و کلی خندیدیم . عرشیا عسل دلش می خواست شمع ها رو فوت کنه ؛ گفتیم نمی شه تولد آقا جونه و باید خودش شمع ها رو فوت کنه . الهی بگردم ا...
نویسنده :
زهرا
9:43




